بخش سوّم

سهم الارث زوجه

در صورتی که زوجه،شرایط ارث بردن را به شرحی که در بخش پیش بیان کردیم دارا باشد،به عنوان وارث زوج متوفای خود،سهمی دردارائی او خواهد داشت

فصل اول

زوجه صاحب فرض است

1--    وراث فرض بر و وراث قرابت بر

به تعبير ماده (893) قانوني مدني:« وراث بعضي به فرض و بعضي  به قرابت و بعضي گاه به فرض  و  گاه  به قرابت ارث مي برند»  و ماده (984) در مقام تعريف وراث صاحب فرض می گوید:«صاحبان فرض،  اشخاصي هستند  كه سهم آنان از تركه، معين است و صاحبان قرابت كساني هستند كه سهم آنها معين نيست» و مقصود از معين بودن سهم، همان معين بودن در قرآن مجيد است. چنانكه مي دانيم در قرآن مجيد تعدادي سهام مشخص به صورت كسري براي عده اي از وارث تعيين شده است  مانند 2/1، 4/1، 8/1، 3/2، 3/1، و6/1  كه براي وراثي مانند : زوج دختر تنها، خواهر ابويني يا ابي تنها، زوجه، چند دختر، چند خواهر ، پدر و مادر، تعيين شده است  ولي براي بعضي ها مانند پسر ، برادر و غيره فرضي و سهم معيني تعيين نشده  است ولي بطور كلي مثلاً در مورد اولاد گفته شده:  پسر دو برابر دختر ارث مي برد ( يوصيكم الله في اولاد كم للذكر مثل حظ الانثيين) كه اصطلاحاً گفته  مي شود اينها به قرابت ارث مي برند .

به تعبير ماده( 905)  قانون مدني:« از تركه ميت هر صاحب فرضي، حصه خود را مي برد و بقيه به صاحبان قرابت مي رسد و اگر صاحب قرابتي در آن طبقه مساوي با صاحب فرض در درجه نباشد باقی  به صاحب فرض رد مي شود  مگر در مورد زوج و زوجه كه به آنها رد نمي شود. ليكن اگر براي  متوفي وراثي به غير از زوج نباشد زائد از فريضه به او رد مي شود .»

 بنابراين  زوجه صاحب فرض است زيرا سهم الارث او در  قرآن  تعيين شده است .

2-- فرض زوجه

قرآن مجيد سهم الارث زوجه را در صورتي  كه شوهر، اولاد نداشته باشد 4/1  و در صورتي كه اولاد داشته باشد 8/1  تعيين كرده است:«....ولَهن الربع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهن الثمن مما ترکتم....».

سهم الارث  زوجه، نصف سهم الارث زوج است. زيرا زوج در صورت نبودن اولاد  براي زوجه نصف تركه و در صورت وجود اولاد، 4/1 تركه را مي برد. در اين خصوص  بين مسلمين  هيچگونه اختلافي نيست زيرا نص قرآن كريم است و تاب هيچگونه تاويل و تفسيري  ندارد تا كسي بخواهد در مقابل آن اجتهاد كند .

قانون مدني در ماده (913)  فرض زوجه و زوج را بيان كرده است: « در تمام صور مذكوره در اين مبحث هر يك از زوجين كه زنده باشد فرض خود را مي برد  و اين فرض عبارت است از نصف تركه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صورتي كه ميت اولاد، يا اولاد اولاد نداشته باشد واز ربع ترکه برای زوج وثَمن آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد».

طبق ماده  فوق و مواد(927) و (928)،   زوجه مانند زوج با هر يك از طبقات سه گانه كه موجود باشند در تركه شريك خواهد بود و سهم الارث خود را از اصل تركه مي برد .

 وجود فرزند براي زوج موجب تقليل سهم الارث زوجه از 4/1 به 8/1 است، خواه ازخود زوجه باشد يا از زن ديگر متوفي و خواه از نكاح  دائم باشد يا منقطع .

3--  اختلاف نظر فقهاء اماميه و اهل سنت  در معني فرزند

از نظر اماميه منظور از فرزند كه وجودش  موجب پائين آمدن فرض زوجه و همچنين  زوج مي شود، يعني فرض زوجه 8/1 و زوج 4/1 مي گردد اعم است از فرزند بلاواسطه متوفي و فرزند فرزند، خواه  از نسل ذكور يا از نسل  اناث  يعني مثلاً اگر زوج فرزند نداشته باشد؛ ولي فرزند پسر او در قيد حيات باشد يا فرزند دختر او زنده باشد در  هرصورتي  وجودش باعث مي شود زوجه بيش از 8/1 نبرد .

ولي فقهاي عامه فرزند فرزند را در صورتي موجب پائين آمدن فرض زوجه و زوج  مي دانند كه از  طريق ذكور به متوفي برسند مثل  پسر پسر  يا دختر پسر، ولي فرزند دختر را فرزند به حساب نمي آورند و وجودش را موجب پايين آمدن سهم  الارث زوج و زوجه  نمي دانند، طبق نظر عامه اگر زوج متوفي داراي فرزند بلاواسطه نباشد ولي اولاد دخترش وجود داشته باشند  بازهم همان 4/1 را خواهد برد . كما اينكه زوج نيز در اين صورت همان فرض 2/1 خود را مي برد .

4- سهم الارث زوجات متعدد

در صورتي كه مردي فوت كند و چند زن دائمي از او بجاي مانده باشد سهم الارث مجموع  آنها حسب مورد همان 4/1 يا 8/1 است كه بالسويه بين خود تقسيم مي كنند، اين مساله اتفاقي بين شيعه و سني است؛ و ماده (942)  قانون مدني نيز در اين زمينه مقرر مي دارد: « در صورت تعدد زوجات، ربع ياثمن  تركه به زوجه  دارد بين همه آنان بالسويه  تقسيم مي شود . »

بنابراين  اگر متوفاتي چهار زن دائم داشته باشد كه حين فوت، در حباله نكاح او باشند، ربع تركه در صورتي  كه اولاد نداشته باشد و ثمن آن هر گاه اولاد داشته باشد بين آنها بطور متساوي نقسيم مي گردد .

با اينكه  مرد، حق ندارد در يك زمان بيش از چهار زن دائم داشته باشد، معذاللك ممكن است بيش از چهار زن، در ربع ياثمن تركه شريك شوند و آن در موردي پيش مي آيد كه مرد چهار زن دائم داشته باشد و يك نفر آنها را مثلاً در مرضي كه از آن مرض مي ميرد،  طلاق دهد و به جاي آن زن  ديگري  بگيرد و با او دخول كند،و در ظرف يك سال  از تاريخ طلاق، فوت كند. در اينصورت هر پنج زن از او ارث مي برند زيرا سه زن كه در حين فوت در حباله  نكاح او بودند، يك زن هم كه در حال مرض متصل به فوت گرفته  و با او دخول كرده است كه طبق ماده 945قانون مدني از او ارث مي برد،  يك زن را هم كه  طلاق  داده است چون در مرض  متصل به موت بوده و ظرف يك سال  از تاريخ  طلاق شوهر  فوت كرده است به حكم ماده ( 944 ) قانوني  مدني حق ارث دارد .

 حتي مي توان تصور كرد كه 8 زن در سهم الارث متعلق به زوجه شريك باشند، بدين ترتيب كه زوج در مرض متصل به موت ،  چهار زن  دائم خود را طلاق دهد و در همان مرض چهار زن ديگر را به عقد دائم خود در آورد و با همه آنها نزديكي كند و قبل از انقضاي يك سال  از تاريخ طلاق زنان خود فوت كند در اين صورت به شرحي كه فوقاً داده شد هم زنان  مطلّقه  و هم زناني  كه بعداً با آنها ازدواج كرده يعني  8 زن در4/1 يا 8/1 ماترك شريكند  و بالسويه  بين خود تقسيم مي كنند.