فصل سوم

 

شرط دائمی بودن نکاح ( حکم میراث زوجه در نکاح منقطع )

اصولا" نکاح منقطع یا(( متعه )) ومشروعیت آن از مختصات فقه شیعه است؛اهل تسنن،نکاح منقطع را جایز ندانسته اند وعقد ازدواج را منحصر در ازدواج دائم می دانند؛بنابراین ازنظر آنها مساله میراث زوجه منقطعه، مطرح نمی گردد زیرا چنین نکاحی در مذهبشان وجود ندارد.

ولی درمذهب امامیه نکاح منقطع به اجماع واتفاق،صحیح دانسته شده واحکام مخصوص آن در فقه،بیان شده است.قانون مدنی نیزآن رابه رسمیت شناخته است. ماده (1075) چنین مقرر می دارد(( نکاح،وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.))

نظریات فقها در مورد میراث زوجین در نکاح منقطع

دربین فقهای امامیه چهار عقیده مختلف دراین زمینه ابراز شده است

الف- وجود توارث بطور مطلق

در نکاح منقطع مانند نکاح دائم زوجین از یکدیگر ارث می برند زیرا مقتضای عقد ازدواج که شامل ازدواج منقطع هم می شود.برقراری حق توارث است.وحتی شرط عدم توارث هم اگر بشود بلااثر است وشرط،باطل است؛ همانطور که اگر این شرط درعقد نکاح دائم بشود تاثیری نداردوبطور کلی طبق این نظردر مورد ارث،تفاوتی بین عقد دائم ومنقطع نیست واحکام آنها یکسان است در بین فقها تنها کسی که ظاهرا" طرفدار این نظریه بوده است قاضی ابن البراج صاحب کتاب جواهر فی الفقه والمذهب ازمتقدمین است.

...................................

جواهر،ج30،ص190،جامع الشتات میرزای قمی،ج2،ص401،این نظر از ابن البراج در کتاب المهذب،به این صورت ابراز شده است؛فاما نفی التوارث فلا یثبت بینهما ولو اشترط (ج2،ص240) ودر ص243به این شکل وقد ذکرنا فیما سلف ،ان نفی التوارث لا یصح اشتراطه،....المذهب،نشر جامعه مدرسین قم،1406ه.ق،ج 2 .   

 ب-وجود توارث با قراردادن شرط

نکاح منقطع فی نفسه،اقتضای توارث ندارد؛ولی اگر شرط ارث شده باشد به همان نحوی که شرط شده باشد که هر یک از زوجین از دیگری ارث ببرد،در صورت فوت هر یک آنکه زنده است ارث خواهد بردواگرفقط به نفع یکی از زوجین،شرط شده باشد،همانکه شرط وراثت به نفع او شده حق ارث خواهد داشت.

این نظر در فقه،پیروان نسبتا" زیادی دارد واز جمله شهید اول وثانی ،شیخ طوسی،صاحب حدائق،آیت الله خوئی وعده دیگر طرفدارآن هستند؛استدلال این عده برصحت شرط توارث ولزوم عمل به آن طبق قاعده:«المومنون عند شروطهم» است که بر وفق آن،طرفین باید پای بند به شرایط خود باشند؛ بنابراین قاعده کلی،شرط قرار دادن ارث بین زوجین در نکاح منقطع،صحیح ولازم الاتّباع است وهمچنین دو روایت منقوله از امام صادق(ع) وحضرت رضا(ع) است که دلالت بر صحت اشتراط ارث در نکاح منقطع دارد.

این دو روایت که به عنوان روایت صحیحه از آنها یاد شده است یکی روایت محمد بن مسلم از امام صادق(ع) است که فرمود:اگر شرط، میراث شده باشد،زوجین طبق شرطشان عمل می کنند.

دیگری روایت بزنطی از حضرت رضا (ع) است که فرمود : ازدواج متعه دوگونه است : نکاح با حق ارث ونکاح بدون ارث،اگر شرط میراث بشود،ارث،وجود دارد واگر شرط نشود،نکاح بدون میراث است.

....................................

1-شرح لمعة،ج5،ص299.

2-استبصار،ج3،ص50-149

3-شیخ یوسف بحرانی،الحدائق الناصرة،ج24،ص181.

نظر قانون مدنی

حال ببینیم قانون مدنی در موردمیراث زوجه منقطعه چه گفته است

قانون مدنی،صراحتا" در این باب بیانی نکرده فقط درماده (1077) در باب نکاح منقطع چنین مقرر داشته:«در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن وبه مهراو همان است که درباب ارث ودر فصل آتی مقرر شده است.»

ماده (940) در باب ارث بردن زوجین از یکدیگر رامقید به دائمی بودن زوجیت آنها نموده است.

اشاره ای هم که در ماده (1077) به وراثت شده است ومقرر گردیده «در نکاح منقطع،احکام راجع به وراثت زن همان است که درباب ارث گفته شد»هیچگونه دلالتی برثبوت وراثت برای زوجه منقطعه حتی در صورت اشتراط ندارد.

برخی استادان حقوق،عقیده دارند که اگر درمتن عقد نکاح منقطع،شرط ارث کنند از نظر قانون مدنی،صحیح است وماده (940) قانون مدنی ازعقدی بحث می کند که طبع عقد بدون اشتراط ارث،اقتضاء ارثبه حکم قانون کند.

همانطور که در مورد نفقه به صراحت در ماده (1113) مقرر داشته است:«درعقد انقطاع،زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد»مسلما" اگر مساله ارث اهمیتی بیشتر از نفقه نداشته باشد کمتر از آن نیست؛مخصوصا" که جمع کثیری از فحول فقهاء شرط وراثت را در عقد انقطاع،صحیح ندانسته وآن را بی اثر می دانند.