شرایط تحقق ارث زوجه(4)
بخش دوم
شرایط تحقق ارث زوجه
فصل اول: شرط وجود علقه زوجیت
بدیهی است برای اینکه زن بتواند به عنوان زوجه مستحق میراث گردد باید به او ومردی رابطه زوجیت وجود داشته باشدورابطه زوجیت با انعقاد عقد نکاح بوجود می آید.
1- صحت نکاح ومساله دخول
برای ایجاد رابطه زوجیت باید عقد نکاح به طور صحیح، بین زن ومرد واقع شود نکاح صحیح ایجاد رابطه زوجیت می کند وحقوق وتکالیف ناشی اززوجیت رابرقرار می سازد.
ماده (1102) قانون مدنی می گوید: همین که نکاح بطور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود وحقوق وتکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.
یکی ازآثار مهم وحقوق ناشیه از زوجیت که با وقوع عقد نکاح صحیح برقرار می گردد حق توارث زوجین از یکدیگر است.
شرایط صحت نکاح وموانع واموری که موجب عدم صحت عقد نکاح است در فصول دوم وسوم وچهارم درباب
نکاح قانون مدنی ذکر شده است در هیچ یک از موادقانون مدنی تصریحا" یا تلویحا" دخول شرط صحت عقد نکاح داشته نشده اشت همچنین شرط ارث بردن زوجین از یکدیگر نیز ذر ماده (940) صرفا"وجود زوجیت دائم وممنوع نبودن از ارث به عنوان قاعده بیان گردیده است.
فقها نیز عموما"معترض این مساله شده اندوتصریح کرده اندکه اگربین مرد وزنی عقد نکاح بطور صحیح واقع شود وقبل از دخول یکی از آنها بمیرد دیگری از او ارث مکی برد.
براین معنی هم نقل اجماع شده وهم به عموم قرآن وروایات وارده در این باب استناد شده است بخصوص در زمینه ارث بردن زوجه از زوج خود در صورتی که قبل از دخول فوت کندکه بیشترمورد سئوال وشاید تردید بوده در روایات تصریح شده است.از آن جمله روایت محمد بن مسلم ازامام باقر (ع) که می گوید:((از امام در مورد مردی که با زنی ازدواج نموده وقبل از دخول با او فوت می کند سئوال کردم فرمود: زن از او ارث می برد باید چهار ماه وده روز عده نگهدارد...))
2- نکاح درحال مرض منتهی به فوت
چنانچه گفتیم نکاح صحیح موجب وراثت است ودخول شرط توارث زوجین از یکدیگر نیست ولی براین قاعده یک استثناء وجود دارد بدین صورت که (( اگر مردی درحال مرض زنی راعقد کند ودرهمان قبل از دخول بمیرد زن از اوارث نمی برد.لیکن اگر بعد از دخول یا بعدازصحت یافتن ازآن مرض بمیرد زن از او ارث می برد.)) (ماده 945 قانون مدنی).
3-دلایل ارث نبردن زوجه در صورت عدم دخول
مستند حکم این ماده که عینا" از فقه اقتباس شده سه امر است:
الف- اجماع
اصل این مساله یعنی ارث نبردن زوجه در فرض فوق تقریبا" بین فقها جنبه اجماعی دارد.صاحب مفتاح الکرامه می گوید:هرگاه مریض عقد کند وقبل از دخول در همان مرض بمیرد زوجه اش از ارث بردن ممنوع است به اجماع.
به کفته صاحب مفتاح الکرامه عدهای از فقها از جمله سید حمزه ابن زهره در کتاب غنیه وابن ادریس در سرائر. وعلامه در تذکره در سه مورد وفاضل عمیدی ومقدس اردبیلی در اسن مساله نقل اجماع کرده اند وبرخی هماز ان را به ((اکثر)) یا ((مشهور)) نسبت داده اند. به هر حال مخالفی در این مساله دیده نشده واز کسی مشخصا"نقل نشده که بااین حکم مخالفت کرده باشد.فقط از محقق طوسی عبارتی نقل شده که مشعر برمخالفت یاتوقف اودر این مساله است زیرا وی پس از بیان حکم بطلان عقد مریض وارث نبردن زوجه گفته است:در این مطلب جای حرف است.ازاین جمله اخیرمی توان استفاده کرد که خواجه برنظر مشهور ایراد داشته باآن مخالف یا حداقل متوقف است
علامه در تذکره الفقهاء در کتاب وصیت در بحث مربوط به تصرفات مریض مساله ازدواج مریض را مطرح کرده ومی گوید:اگر مریض قبل از دخول فوت کند به اجماع علمای ما عقد باطل است وزوجه ارث نمی برد واز مهریه حقی ندارد.
شافعی معتقد است نکاح مریض صحیح است ودخول شرط صحت نیست وبدون دخول هم زوجه مستحق ارث بردن است.حنیفها وحنبلیها نیز بر همین عقیده اند.
زهری عقد نکاح را صحیح می داند ولی می گوید زوجه ارث نمی برد زیرا مرد متهم است که با این نکاح خواسته است که به وراثت ضرر برساند.
ب- روایات
مستند دیگر عدم وراثت زوجه در نکاح مریض که در واقع مبنای اجتماع فقها نیز هست.چند روایت است که در این خصوص از امام صادق وامام باقر (ع)و ارد شده ودرآن روایات هم به بطلان نکاخ وهم عدم وراثت زوجه اشاره شده است که ذیلا" روایات مزبور را نقل وهم ترجمه می کنیم:
زراه عن احدهما (ع):(( لیست للمریض ان یطلق وله ان یتزوج فان تزوج ودخل بها فجائزوان لم یدخل بها حتی مات فنکاحه باطل ولا مهرها ولامیراث)). (( مریض نمی تواند طلاق بدهد ولی می تواند ازدواج کند اگر ازدواج نمود ودخول کرد عقدش صحیح است واگر دخول نکرد تا آنکه بمیرد نکاحش باطل است ومهر ومیراثی برای زوجه نیست .))
ابی ولاد حناط می گوید: (( ساءلت اباعبدالله(ع) عن رجل تزوج فی مرضه فقال: اذا دخل بها فمات فی مرضه ورثته وان لم یدخل بها لم ترثه ونکاحه باطل)) از امام صادق (ع) سئوال کردم در مورد مردی که در حال مرض ازدواج کرده است فرمود: (( اگر دخول کرده ودر آن مرض فوت کرده است زن از او ارث میبرد واکر دخول نکرده باشد ارث نمیبرد ونکاحش باطل است .))
ج- سوء نیت زوج
برای این حکم استثنائی وخلاف قاعده یعنی ارث نبردن زوجه درصورت فوت زوج مریض قبل از دخول برخی از فقها حکمت وعلتی هم ذکر کرده اند وآ ن را ناشی از سوءنیت زوج وقصد او به اضرار ورثه دانسته اند یعنی چنین فرض شده که مرد بااینکه مریض مشرف به موت است ونمی تواند عمل زنا شوئی انجام دهد مبادرت به عقد نکاح می کند وزنی رابه حباله نکاح خود در می آورد درحالی که نمی تواند با اومواقعه کندودر همان مرض فوت می کند پیدا است که بااین عمل خواسته است که فردی را داخل درورثه کند وبدین ترتیب موجب تقلیل سهم ورثه از ترکه خود ونتیجتا"ورود ضرر به آنها شود که شارع جلوی این قصدمتقلبانه وسوءاستفاده او را گرفته ومقرر داشته در صورت عدم دخول زوجه بهره ای از میراث ندارد بدیهی است چنانچه شوهر دخول کند وبا عیال خود آمیزش کند معلوم می شود نیاز به زن وتوانائی داشتن همسر را داشته است به هر حال از اورفع تهمت می شود ولذا در صورت دخول زوجه زوجه مستحق ارث بردن است.
4- نکاح فاسد واثر آن در ارث زوجه
گفتیم عقد نکاح صحیح مجب وراثت زوجین از یکدیگر میشود بنابراین اگرعقد نکاحی که واقع شده به جهتی باطل باشد اصولا"نتیجه ای برآن مترتب نیست علی القاعده هیچیک از طرفین از احکام نکاح وحقوقی که ازآن ناشی می شود نمی توانند استفاده کنند. بنابراین در نکاح فاسد حق وراثت هم برایزوجین بوجود نمی اید موضوع اثر نکاح فاسد در ارث زوجه (وزوج)بررسی می شود:
الف- ارث محبوس درنکاح فاسد
معمولا" فقها ذیل مبحث ارث.فصلی راتحت عنوان ((میراث محبوس))قرار داده وبا این فرض که بین زردتشتیان نکاح با محارم مانند مادر خواهر ودختران جایز است بحث می کنندکه ایا این گونه نکاح که از نظر اسلام باطل شمرده می شودولی در مذهب انها صحیح است دارای آثار واحکام نکاح صحیح است واز جمله موجب ارث می گردد یا نه؟ واگر دعوائی در این خصوص در محاکم اسلامی مطرح شود قاضی دادگاه براساس چنین نکاحی حکم به توارث نماید یا خیر؟ جمعی از فقهای مشهور نکاحی را که طبق مذهب مجوسان صحیح ولی از نظر ما باطل است هم ازلحاظ نسب موجب توارث می دانند.
روایت مشهوری نیز از حضرت علی(ع) نقل شده که در مورد شخصی مجوسی که با مادر.خواهریا دخترش ازدواج می نمودهم از لحاظ زوجیت وهم ازلحاظ قرابت مادری و........ به اوارث می داد.
قانون مدنی معترض این موضوع نشده ولی به نظر می رسد با توجه به اینکه بسیاری از فقها نکاحی راکه در مذهب زردتشتیان صحیح است ولو از نظر اسلام باطل باشد در واقع در حکم صحیح دانسته وبین خودشان آن را
دارای اثروموجب ارث می دانند وبا عنایت به ماده واحده قانون(( اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم )) مصوب مرداد 1312باید گفت اگر چنین دعوائی در محاکم مطرح شود دادگاه باید به عنوان زوجیت حاصله از این نکاح به وراثت حکم کند. ماده واحده مزبور مقررمی دارد:((نسبت به احوال شخصیه وحقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیر شیعه که مذهب انان به رسمیت شناخته شده محاکم باید قواعد وعادات مسلمه متداوله در مذهب آنان راجز درمواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمو.می باشد به طریق ذیل رعایت ننمایید :
1-در مسائل مربوط به نکاح وطللاق قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آن است.
در مسائل مربئط به ارث ووصیت عادات وقواعد مسلمه متداوله در مذهب متوفی...
ب- حکم میراث مسلمین در نکاح فاسد
فقها در مبحث ارث مجوس متعرض اثر نکاح فاسد در توارث بین مسلمین می شوند وجملگی معتقدند نکاح فاسد موجب وراثت زن و.شوهر از یکدیگر نمی شود.بنابراین اگر عقد نکاحی باطل باشد ولو بعد از مدتها بطلان آن معلوم می گردد وزن شوهر یا یکی از انها هم جاهل به بطلان عقد با شند به هر حال به عنوان زوج وزوجه از یکدیگر ارث نمی برند.جمله:(( المسلم لایرث بالسبب الفاسد اجماعا"))یعنی (( به اجماع فقهاءمسلمان به موجب سبب فاسد ارث نمی برد)). تقریبا"در اغلب کتب فقهی به دنبال بیان ارث زوجه مجوس آمده است.
بدین ترتیب اگر کسی مثلا" با مادر رضاعی خویش یا با زنی که در عده دیگری است ولو اشتباها" یا به خاطر جهل به حکم ازدواج کند یا مثلا"عقد نکاح را به صورت معلق منعقد نماید این عقد باطل وموجب برقراری ارث بین زن ومرد به عنوان زوج وزوجه نمی شود هر چند ممکن است نسب ناشی از چنین نکاحی که اصطلاحا" به آن ((نسب فاسد)) گفته می شود موجب وراثت گردد وآن در صورتی است که نسب ماشی از وطی به شبهه باشد یعنی اگر مرد و زن هر دویا یکی از آنها عالم به بطلان عقد وفساد نکاح نباشد ودر اثر رابطه زناشوئی آنان فرزندی بوجود آید این فرزند ((ولد شبهه)) نامیده می شود واز پدر ومادر یا یکی از آنها (آنکه جاهل به بطلان بوده) ارث می برد وآنها هم ار اوارث می برند.