آيين دادرسي چيست و از چه مضمون و محتوايي برخوردار است؟ اگر آيين دادرسي را مجموعه قواعد، تشريفات و شيوه هاي رسيدگي به اختلافات حقوقي بدانيم، كدام وصف يا اوصاف اين قواعد و تشريفات را عادلانه مي سازد؟ آيا عدالت در صورت و شكل رسيدگي به يك دعوا، ارزشي مستقل و جدا از نيل به واقع و در نتيجه اجراي عدالت در ماهيت است؟ آيا دادرسي عادلانه نسبت به نتيجة رسيدگي بي­طرف است و رعايت عدالت در دادرسي به طور حتم ما را به واقعيت و احقاق حق رهنمون مي گردد؟

 پرسش هايي از اين دست فراوان است و البته پاسخ هاي آن كمياب. كتابي كه در پيش رو داريد داعية پاسخ گويي به اين پرسش ها را ندارد. اين هدف مهم بايد در اثري مستقل از اين كتاب تعقيب شود. اما نكته اي كه اين مسائل بنيادين را به موضوع اين كتاب پيوند مي زند، تفكيك و تمايزي نظري و تئوريك است كه نزد بيشتر حقوقدانان، فيلسوفان حقوق و داناياني كه به دادرسي عادلانه پرداخته اند، مورد اتفاق است. آن تفكيك و طبقه بندي، تمييز اصول دادرسي از فنون دادرسي است.

تمام گفتگوهايي كه دربارة عدالت ورزيدن در دادرسي جريان دارد، پنهان و آشكارا اصول دادرسي را هدف مي گيرد و توجه مستقيم به فنون يا تشريفات دادرسي ندارد. در مقام تشبيه نظام دادرسي به يك بنا، اصول دادرسي به منزلة چهارچوب، اسكلت و پاي بست بنا و فنون دادرسي همان ظاهر يا نقش ايوان بنا است. استحكام بنا به همان چهارچوبة اصلي است و محكم كردن آن است كه اصل بنا را در برابر زلزلة ظلم و شقاوت استوار مي سازد و الا زيبايي نقش ايوان را به تنهايي چه سود؟ اين است كه بايد به تنقيح و تقويت اصول پرداخت و آن را به زيور عدالت آراست. در اين صورت فنون و تشريفاتي كه بر پايه اصولي عادلانه بنا شود ناگزير عادلانه خواهد بود.

ممكن است پرسيده شود كه اصول دادرسي كدام است و چگونه مي توان اين اصول را عادلانه دانست و آيا اصول دادرسي قابليت اتصاف به وصف ناعادلانه يا ظالمانه را داراست؟ پاسخ عاجل به اين پرسش آن است كه اصول دادرسي نتيجة رسوب عدالت در رسيدگي هاي قضايي است. هدف اصول دادرسي هدايت دادگاه به واقع است. به ديگر بيان، رعايت اصول دادرسي موجب مي گردد كه راي دادگاه صادق باشد و عدالتي كه از دادگاه انتظار مي رود جز اين نيست. پس اصول دادرسي نمي­تواند ناعادلانه باشد كه در غير اين صورت نبايد آن را اصول دادرسي ناميد. دربارة تعداد و مضمون اصول دادرسي نيز عقيده هاي گوناگوني وجود دارد و گاه اين عقايد در قوانين موضوعه منعكس شده است.

باري، در پاسخ به نياز جهاني بازشناسي اصول دادرسي، دو مؤسسه بزرگ حقوقي، يعني مؤسسه حقوق آمريكا و مؤسسه يكنواخت سازي حقوق خصوصي، رم در اقدامي مشترك به استقصاء در نظام هاي حقوقي و استخراج اصول دادرسي در رسيدگي­هاي مدني همت گمارده اند و ارمغان اين اهتمام را به نام اصول آيين دادرسي مدني فراملي عرضه نموده اند.

کتاب حاضر درصدد معرفي، نقد و بررسي اين اصول است. در اين كتاب سعي شده است كه ضمن بررسي تطبيقي اصول آيين دادرسي مدني فراملي، جاي خالي آن در قوانين داخلي نيز نشان داده شود. طرح نخستين اين كتاب در قالب برنامه­اي پژوهشي به­سفارش مؤسسه حقوق تطبيقي دانشگاه تهران صورت تحقق پذيرفته و سپس با گسترش مطالعات و افزودن ديدگاه هاي انتقادي به كتاب حاضر بدل گرديده است. در تحقيق و تدوين اين كتاب از همان مراحل ابتدايي آقاي حسن محسني پژوهشگر برجسته مؤسسه حقوق تطبيقي نقش مهم و درخور تحسيني داشتند كه آرزوي توفيق روزافزون ايشان را دارم.

از همكار محترم جناب آقاي دكتر عباس شيري مدير نشر ميزان كه اين كتاب را با گشاده­رويي و سرعت به زيور طبع آراستند، سپاسگزاري مي كنم.