قرآن

خداوند درباره ساختار روحي زنان مي فرمايد:

"او من ينشوا في الحلية وهو في الخصام غير مبين".

در اين آيه، دو ويژگي از ويژگي هاي زن، كه ساختار روحي او را تشكيل مي دهد،
بيان شده است:

اولاً: شخصيت و كمال خود را همواره در زيور و آراستن خود مي بيند.

اين ويژگي، با عنوان يك نقيصه در اين آيه مطرح شده است، زيرا شخصيت يك
انسان در همان كمالات انساني است. و خداوند انسان را در بهترين اندام آفريده است :
"لقد
خلقناالانسان في احسن تقويم"
 و او را گل سر سبد آفرينش قرار داده. مضافاً اين كه به
عنوان
خليفةالله في الارض" آيينه تمام نماي جمال و كمال ذات حق تعالي است.

اكنون، زن كه يك انسان كريم، و نمونه كمال آفرينش است، پيوسته مي كوشد تا خود
را با زيور آلات - كه فلزات يا سنگ هايي بيش نيستند - بيارايد، و به گمان خود، كمال و
جمال خود را از اين راه به دست آورد. و اين يك گونه احساس كاستي است كه اين موجود
لطيف در خود مي پندارد.

ثانياً: پيوسته دست خوش احساسات است، و در گرداب حوادث وپيش آمدهاي
ناگوار، به جاي آن كه عقل و تدبير شايسته به كارگيرد، مغلوب احساسات شده، متانت و
بردباري را، كه لازمه مقابله با پيش آمدها است، ازدست مي دهد و خود را عاجز و ناتوان
مي بيند. از اين رو نمي تواند با صبر و شكيبايي درباره پيش آمدها بينديشد لذا نخواهد
. توانست - براثرغلبه احساسات - آن چه در دل دارد به خوبي و با آرامش، روشن سازد، و
مطلب حساب شده خود را، مدلل و مبرهن، بيان نمايد.

و اين نيز نقيصه ديگري است كه زنان را در گرداب حوادث، ناتوان جلوه مي دهد.
از اين آيه به خوبي مي توان استفاده نمود كه زن نمي تواند بر كرسي قضاوت تكيه زند
و با خصومت ها و درگيري ها، آن گونه كه بايد و شايد، برخورد نمايد، زيرا موجودي
زودرنج و مغلوب عواطف و احساسات است و متانت و بردباري را كه لازمه برخورد با
حوادث ناگوار است، خيلي زود از دست فرو مي نهد.

يكي از مهم ترين شروط قضاوت به حق، صلابت و شدت و حدت، در برخورد با
حوادث و پيش آمدها است، كه با ظرافت و لطافت طبع زنان سازگار نيست.

مولا امير مؤمنان به فرزندش (ع) در اين باره مي فرمايد:

"ولا تملك المرأة من امرها ما جاوز نفسها، فان المرأة ريحانة وليست بقهرمانة؛ 
زنان، طبعي ظريف دارند، و مرد ميدان كارزار، كه با حوادث پنجه نرم كنند نيستند
.

«الرجال قوامون علي النساء بما فضل ا... بعضكم 

علي بعض و بما انفقوا من اموالهم ...»؛

     در اين آيه تصريح شده كه مردان به دليل  برتـري و زيادتي كـه در بعضي از جهات نفساني 

و جسماني دارند و به دليل اينكه نفقه و تأمين معيشت در دست آنهاست بر زنان قيمومت دارند. همه مفسران «قوام» را به معناي قيم و صيغه مبالغه آن دانسته اند. در پاسخ بايد گفت: انصافاً استناد به اين آيه شريفه بر ممنوعيت قضاوت زن با طبيعت و وضـعيت خاص قضـاوت دوران حاضر نـمي‌تواند موجه باشد، و همانطور كه برخي از صاحب نظران از جمله علامه طباطبايي مي گويند بخوبي پيداست كه موضوع، مربوط به روابط زوجين و مسائل خانوادگي آنهاست و در اين آيه،  قرآن كريم در صدد بيان برتري مردان بر زنان در روابط اجتماعي نيست. در ضمن قيمومت مرد بر زن نمي تواند از وظيفه انفاق او ناشي شده باشد؛ يعني وظيفه انفاق مرد باعث ايجاد حق قيمومت مرد بر زن نيست. حداقل استناد به اين آيه نمي‌تواند نافي قضاوت زن باشد.]

«و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه و الله عزيز حكيم»

      اين آيه ضمن اشاره به اينكه زنان علاوه بر تكليفي كه بر عهده شان است، حقوقي نيز دارند مي‌گويد، ولي مردان را بر زنان درجه‌اي است يعني برتري و اختيارات بيشتر دارند. برخي اين آيه را دليل اين دانسته‌اند كه زن نمي تواند منصب قضاوت داشته باشد. روشن است كه واقعاً اين آيه نمي تواند دليلي بر عدم جواز قضاوت زن باشد زيرا در مقام بيان روابط زن و شوهر است، نه روابط اجتماعي، و وسعت اختيارات مرد را بيان مي كند، نه تصريح حق قضاوت را فقط براي او.

«و قرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.....» آیه 33سوره احزاب

این آیه خطاب به زنان پیامبر (ص) است که خداوند به آنها امر کرده در خانه خود بنشینند واز زینت کردن به سبک جاهلیت خوداری ورزند. اتخاذ سمت قضاوت،لازمه اش بیرون آمدن ازمنزل و اختلاط با مردان است وبنابراین برای عمل کردن به مفاد این آیه که کاملا" عمومیت دارد وهمه زنها را شامل می شود ،باید اجازه قضاوت را به او نداد.