میراث زوجه در طلاق رجعی
-میراث زوجه در طلاق رجعی
طبق ماده (943) قانون مدنی ((اگر شوهر زن خود را به طلاق ((رجعی)) مطلقه کند هریک ازآنها که قبلاز انقضاءعده بمیرد دیگری از اوارث می برد لیکن اگر فوت یکی از آنها بعداز انقضاءعده باشد ویا طلاق ((باین)) باشد از یکدیگر ارث نمی برند.))در واقع در طلاق رجعی که ببرای شوهر در مدت عده حق رجوع است ورجوع با هرلفظ یا فعلی که دلالت بر رجوع کندحاصل می شود(مواد1148و1149قانون مدنی)می توان گفت رابطه زوجیت بکلی گسسته نشده وبسیاری ازآثار آن ازجکله جق نفقه زن همچنان درایام عده باقی خواهد ماندویکی از اثارزوجیت نیز همین توارث زوجین از یکدیگر است که اگر یکی از آنها درایام عده فوت کند دیگری ازاوارث می برد اما در طلاق باین که برای شوهرحق رجوع نیست(ماده 1144قانون مدنی)در واقع با وقوع طلاق رابطه زوجیت بکلی قطع می شودبنابرین اگر یکی از آنهاحتی در حین عده نیز فوت کند دیگری از اوارث نمی برد این حکم که عینا"از فقه گرفته شده است درتمام کتب فقهی مورد بحث قرار گرفته است واختلافی در ابن خصوص دیده نمی شود.حتی فقهای عامه نیز در این خصوص متفق القولند. مطابق قانون مدنی طلاق باین به موارد چهارگانه ذیل محدود است:
1-طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
2-طلاق یائسه
3-طلاق خلع ومبارات.مادام که زن.به عوض رجوع نکرده باشد.
4-سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید (ماده 145 قانون مدنی)
بنابرین اصل در طلاق.رجعی بودن آن است وبا این ترتیب غیر از مواد مذکورکه طلاق(( باین)) است وزوجین در مدت عده هم اگر فوت کنند از یکدیگر ارث نمی برند در سایر موارد طلاق رجعی است واگر فوت یکی از زوجین درایام عده اتفاق افتد دیگری از او ارث می برد.
2- میراث زوجه در طلاقی که به حکم دادگاه واقع می شود
طبق ماده (1129) قانون مدنی وماده (1130) اصلاحی قانون مذبور در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه وعدم امکان اجبار اوبه دادن آن ودر صورتی که زن,برای دادگاه اثبات نماید که دوام زوجیت موجب عسروحرج است.وتقاضای طلاق کند دادگاه شوهر را به طلاق مجبور می کند وبه تعبیر ذیل ماده (1130) اصلاحی در صورت میسرنشدن به اذن حاکم طلاق واقع می شود.
الف-اختلاف نظر در باین یا رجعی بودن طلاق حاکم:
در اینکه چنین طلاقی باین است یا رجعی اختلاف نظر وجود دارد برخی از صاحب نظران عقیده دارند چنین طلاقی باین است وشوهر در زمان عده حق رجوع ندارد زیرا وقتی اجازه داده می شود زن به دادگاه رجوع کند وپس از طی مراحل دادرسی و اثبات موضوع پس از مدتی موفق به اخذ حکم طلاق گردد و شوهر به اجبار دادگاه طلاق دهد ویا در صورت استنکاف اواز جانب دادگاه طلاق واقع شود اگر باز شوهربتواند رجوع کند ووضعیت زناشوئی رابه حال اول در اورد مراجعه زن به دادگاه وصدور حکم دادگاه پس طی این مراحل بی معنی خواهد بودوحکم قانون لغو وبی اثر است.برخی از فقهای معاصر هم طلاقی را که به وسیله حاکم در صورت امتناع شوهر از دادن نفقه انجام می گیردبا ین دانسته وبرای زوج حق رجوع قائل نیستند.
عده ای هم بدان جهت که اصل در طلاق رجعی بودن آن است وطلاق (( باین)) منحصر به مواردی است که در قانون مدنی تصریح به باین بودن آن شده است معتقدند غیراز موارد مذکور هرگونه طلاق رجعی است وطلاق حاکم بنابر طبیعت خود اگر از اقسام باین مذکور در قانون است باینوگرنه رجعی است وآثار مخصوص بخود رادارد.
ب- استدلال بر باین بودن طلاق حاکم
به نظر می رسد اصل رجعی بودن طلاق ومنحصر بودن طلاق باین به موارد خاص مذکور در قانون با توجه به طبیعت طلاق است که در شرع وقانون مدنی پذیرفته شده است آن اینکه طلاق در دست مرد وبه اختیار اوست.
مرد هر وقت بخواهد طبق ماده (1133)قانون مدنی می تواند زن خود را طلاق بدهدوتنها تشریفات وشرایط لازمه برای صحت طلاق را به نحوی که درقانون مقرر است باید رعایت کند. حتی در مورد خَلع ومَبارات هم که زوجه خواهان طلاق است ومالی را به شوهر می بخشد تا طلاق بگیرد، این مرد است که باید تصمیم به طلاق بگیرد اگر راضی شد فدیه زن را می پذیرد واورا طلاق میدهد،هیچکس دیگری،در اراده وتصمیم شوهر در طلاق دادن موثر نیست ونقش زن صرفا"در این است که با بذل مهریه یا مال دیگری به شوهر، اورا ترغیب وتشویق به طلاق میکند. در چنین وضعی طبیعی است که گفته می شود اصل در طلاق رجعی بودن آن است باین بودن منحصر به موارد مخصوص وتصریح شده است .
ولی هنگامی که شوهر خود تصمیم به طلاق نمی گیرد بلکه به حکم قانون وطبق حکم دادگاه مکلف به دادن طلاق می شود ویا در صورت امتناع او،حاکم؛طلاق را واقع می سازد وبین زوجین جدائی می اندازد رجعی بودن طلاق؛مفهومی نداردو اصلا" باید گفت طبیعت طلاق در چنین موردی اقتضای باین بودن وعدم امکان رجوع زوج را می نماید وقتی در طلاق خلع ومبارات که با بذل مالی از طرف زوجه مرد با اختیار واراده خود تصمیم به طلاق می گیرد،پس از اجرای صیغه طلاق،حق رجوع ندارد حتی نمی تواند با برگرداندن فدیه زوجه رجوع کند مگر اینکه زوجه فدیه خود را پس بگیرد .نسبت به آنچه بخشیده رجوع نماید. که در این صورت حق رجوع برای شوهر بوجودمی آید. به طریق اولی آنجاکه؛شوهر الزام قانونی پیدا کرده طلاق دهد.
طلاق غایب مفقود الاثر که به حکم دادگاه واقع می شود به لحاظ وضعیت خاصی که دارد مشمول حکم دیگری است واز نظر رجعی وباین بودن هم می توان گفت درحکم رجعی است و اگر زوج؛ پس از طلاق حاکم، در اثنای مدت عده پیداشده حق رجوع دارد واگر فوت یکی از زوجین در اثناء عده واقع شده دیگرش از اوارث می برد.