بخش تاریخی میراث زن
بخش اول:بررسی تاریخی میراث زوجه
فصل اول:میراث زوجه قبل از اسلام
قبل از اسلام در میان ملل واقوام متمدن وغیر متمدن دنیا عادت غالب چنین بود که برای زن به طور عام وزوجه متوفی به طور خاص قائل به داشتن حق سهم الارث مستقل نبودند.
1-میراث زوجه در یونان
در یونان باستان میراث خانواده به ارشد اولاد ذکور می رسید وزنها عموما"وهمچنین صغار از ارث محروم بودند البته بعدها طرق مخصوصی برای ارث دادن به دختران وزنان پیدا کردند مثلا" برای اینکه دختر بتواند ارث ببرد کسی را به پسرخواندگی قبول می کردند وبعدا"دخترخودرابه اوشوهر میدادند ودر نتیجه چون پسر خوانده ارث می برد زن وشوهر عملا" در ثروت شریک می شدند.
2-میراث زوجه در مصر
در مصر قدیم ترکه متوفی به پسر بزرگتر منتقل می شد وبرادران وخواهران دیگر می بایست زندگی مشترکی را به ریاست برادر بزرگتر داشته باشند به هر حال زنان از بردن ارث محروم بودند.
3- میراث زن در شریعت یهود
در شریعت یهود نیزاصل کلی مبتنی برمحرومیت زنان وبخصوص زوجه ازارث است حکم مستفاد ز تورات این است که تا وقتی فرزند پسر وجودداشته باشد دختر ارث نمی برد وچنانچه برای متوفی پسری نباشد ارث اوبه دخترانش می رسد .اصولا"در شریعت یهود اسباب میراث چهار چیز است: 1-بنوت 2-ابوت 3-اخوت -4عمومت . لذا زوجیت از اسباب ارث نیست .لذا زوجیت ازاسباب میراث نیست معذالک اگر زن بمیرد شوهر از اوارث می بردولی اگر شوهر بمیرد زوجه از ارث نمی برد حتی اگر شرط ارث شده باشد این شرط باطل است ولی زوجه فقیره می تواند از ترکه شوهر متوفی ارتزاق کند.
.
5- میراث زوجه در ایران قبل از اسلام
در مورد میراث زوجه در ایران قبل از اسلام.این است که در ایران باستان مرد می توانست چند زن داشته باشد وهر یک از زنان عنوان وموقعیت خاص خود راداشتند. چون شرط وبسط اقسام زنان وچندان ارتباطی با بحث ما ندارد فقط به برشمردن اسامی اکتفا می کنیم.
زنان مزبور عبارتند از:1- پادشاه زن . 2-زن یگانه ..3-زن خوانده .4-جاکر زن. 5-خود سرای زن
((پادشاه زن)) ممکن بود عنوان پسر خوانده پیدا کند وپس از شوهر اداره کارها واموال را بدست گیرد ترتیب تقسیم ارث چنین بود که پادشاه زن وپسران او هرکدام یک سهم مساوی از ارث داشتند دختران اگر شوهر نکرده بودند نصف سهم برادران و مادرخودراارث می برند تنها پدر می توانست در زندگی خود سهمی به (جاکر زن ) و پسران اوبدهد که یا در زمان حیات ویا پس از مرگ پدر سهم مزبور به آنان تحویل داده می شد.
بنا به گفته مرحوم سعید نفیسی(( اصولا" در دوره ساسانی احکام نکاح وارث وطلاق وبطور کلی حقوق شخصی بسیار پیچده وتاریک بوده وتاریک بوده وموبدان هرچه می خواستند می کردند)).
6- اسباب ارث نزد اعراب جاهلی
در میان اعراب جاهلی اسباب ارث بردن عبارت بودند از:
الف-قرابت.ولی باید توجه داشت هرقرابتی موجب ارث بردن نمی شد بکه این امر شرایطی داشت که بعدا" در ذکر شرایط ارث نزد اعراب بیان می شود.
ب-ولا.یا تحالف ویا بع تعبیر دیگر ارث همپیمان وآن بدین صورت بوده که دونفر بیگانه با یکدیگر برمبنای این عبارت پیمان می بستند(( خون من خون تو وتعرض به من تعرض به توو تواز من ارث میبری ومن از تو)).
ج-تبنی یا فرزند خواندگی که آن هم از جمله اسباب میراث به شمار می آمده است واما شروط میراث چنین بود:
مردبودن.زن اصولا"ارث نمی برده وحتی چنانچه دیدیم گاهی خود جزء میراث قرار می گرفته است .