(( للرجال نصیب مما ترک الوالدان والاقربون مما قل منه او کثر نصیبا مفروضا)) (سوره نساء آیه 7)

((همه مردان بهره ای از اموال به جای مانده از والدین ونزدیکان خود دارند وسهم هر یک کم یا زیاد تعیین شده ))

از دورترین ادوار تاریخ ,که بشر زندگی اجتماعی خود را با تشکیل خانواده آغاز کرده و مالکیت شخصی برای او شناخته شد,مساله میراث نیز که در واقع تعیین تکلیف اموال ودارائی آدمی بعد از فوت او است مورد توجه قرار گرفت.درمیان ملل متمدن و غیر متمدن ,قبل از اسلام بر محروم نمودن زن از ارث بوده است بخصوص برای زن به عنوان زوجه حق ارث بردن از دارائی شوهر وجود نداشت در بد ترین محیط , از لحاظ توجه به حقوق زنان دین مقدس اسلام ظاهر و قرآن مجید نازل شد که با این وضع مبارزه کرد ونظمی نوین پدید آورد.قانون مدنی ایران نیز مقررات خود رابخصوص درباب ارث ازحقوق اسلام و فقه امامیه اقتباس کرده است.

از نظر فقه اسلامی و قانون مدنی موجب ارث دو چیز است: ((نسب))و((سبب)) ماده (861) قانون مدنی.

وزن همانند مرد هم به موجب نسب( یعنی مادر .دختر .خواهر)وهم سبب (زوجه )ارث می برد.تفاوتی که در زمینه ارث بین زن .مرد در حقوق ایران همانند حقوق سایر کشورهای اسلامی وجود دارد. این است که علی الاصول سهم الارث زن نصف مرد است.البته در بعضی موارد موارد استثنایی زن ومرد از سهم الارث یکسانی برخوردارند.(چنانچه اگر وارث نسبی متوفی مثلامنحصر به چند برادر و خواهر امی یا چند دایی و خاله باشد ترکه بین آنها بالسویه تقسیم می شود.)

دلایل ارث بردن زوجه از دارائی های زوج:

عقد نکاح صحیح برقرار باشد.نکاح باطل , موجب وراثت زوجین نمی شود البته استثنایی است نکاح باطل ممکن است درست باشد وحق توارث ایجاد شود. برای صحت نکاح ,عمل نزدیکی شرط نیست وصرف عقد نکاح موجب برقراری حق توارث بین زوجین می شود جز در مورد بیمار,مگر انکه بهبودی یابد.

نکاح دائم باشد.در عقد منقطع زوجه وزوج از یکدیگر ارث نمی برند و همچنین ممنوع از ارث نباشد بنابرین زوجه کافر وقاتل و زوجه ای که مورد لعان واقع شده است . ارث نمی برد.

در قرآن کریم سهم الارث مشخصی برای زوجه تعیین شده است و آن عبارت از یک چهارم ترکه در صورت نبودن اولاد برای شوهر و یک هشتم ترکه در صورت بودن اولاد برای شوهر.

زوجه ,مانند زوج,با تمام طبقات وراث شریک است.فقها عموما معتقدند نه زوج ونه زوجه بیش از فرض خود نمی برند واگر وارثی بجز آنها نبود بقیه ترکه به بیت المال داده می شود.

میراث زوجه صاحب فرزند وزوجه فاقد فرزند:جمع کثیری از فقهاء معتقدند زنی که از شوهرش دارای فرزند است,هیچگونه محرومیتی ندارد واز جمع ما ترک خود اعم اززمین وساختمان...ارث می برد عدای هم معتقدند این محرومیت اختصاص به زوجه غیرذات ولد ندارد وبطور کلی زن از ارث بردن بعضی از اموال شوهر خودمحروم است.در صورتی که قانون مدنی بین زوجه ذات ولد و زوجه غیرذات ولد تفاوتی نگذاشته است و بطور کلی زوجه را از بردن عین وقیمت زمین وعین ابنیه واشجار محروم دانسته است.

 

میراث زوجه در طلاق رجعی: اگر شوهر زن خود رابه طلاق رجعی مطلقه کند هر یک از آنهاکه قبل از انقضاءعده,میرد دیگری از او ارث میبرد لیکن فوت یکی از انها بعد از انقضائ عده باشدویا طلاق باین باشد از یکدیگر ارث نمی برند بنابرین اصل در طلاق رجعی بودن ان است .

قتل از موانع ارث است:طبق ماده (880) قانون مدنی قتل از موانع ارث است اعم از اینکه قتل بالمشره باشد یا بالتسیب و منفردا باشد یا به شرکت دیگری در این خصوص بین فقها اختلافی وجود ندارد بلکه انها بالاتفاق معتقدند که اگرکسی مورث خود را عمدا به قتل برساند از ارث مقتول محروم است.وپیامبر اکرم (ص) فرموده :لا میراث للقاتل.((قاتل ارث نمی برد)).

ارث زوجه از حق شفعه:بیشتر فقها معتقدند حق شفعه به ارث می رسد.یعنی اگر صاحب حق شفعه به ارث می رسد یعنی اگر صاحب حق شفعه قبل از اطلاع برآن یا پیش از انکه فرصت اعمال را پیدا کند فوت نماید ورثه قانونی او همان حق را خواهد داشت و می توانندبا پرداختقیمت حصه مبیعه را تملک کنند.زوجه نیز هم مانند سایر وراث از حق شفعه ارث می برد چنانکه فقها عامه می گویند زوجه هم نسبت سهم الارث خود یعنی یک چهارم یا یک هشتم در صورت اعمال حق شفعه از مورد شفعه بهره خواهد برد.

حق زوجه نسبت به اجازه و رد معامله فضولی :اگر وراثی حق مالکیت نسبت به مال مورد معامله فضولی نداشته باشد طبعا حق رد واجازه آن را نیزندارد وبدین ترتیب اگر مورد معامله زمین باشد که زوجه از ارث بردن آن را نیز آن محروم است چون حق مالکیت بر آن را ندارد طبعا اجازه ورد او هم هم تاثری ندارد.قانون مدنی هم در حالی که در موردحق خیاروحق شفعه تصریح می کندکه بعد از فوت به وراث منتقل می شوند مو اد(445و823)قانون مدنی در حق اجازه ورد این تغییر را بکارنمی بردو پیداست که آن رابه عنوان حق مالی مستقل قابل وراثت نمی شناسد.

ارث زوجه از دیه:در صورتی که مورث به قتل برسد وقاتل ملزمبه پرداخت دیه گردد,خواه قتل عمدی باشد خواه شبه عمد دیه باید پرداخت گردد این دیه به ارث می رسد وهر کس به مقدار سهم الارث از دیه ارث خواهد برد.از جمله زوج وزوجه نیز از دیه ارث می برند ابن مساله اجماعی است ودر ارث بردن زوجه مانند زوج از دیه همسر متوفی ظاهرا اختلافی بین شیعه وسنی نیز وجود ندارد.

نتیجه:باید توجه داشت که زن همانند مرد همراه با تمام طبقات ارث,حضور حقوقی داردو تمامی مراتب طبقه بندی شده سهم خود را اخذ می کند.این طور نیست که سهم زن از ارث دائما کمتر از مرد باشد بلکه گاهی با مرد مساوی است وگاهی کمتر از آن وزمانی نیزبیشتر از سهم مرد می باشد.

ولی دراکثرموارد ارث بین فقها اختلافاتی هست و بیشتر در بین فقهای شیعه و سنی . حال نیز این اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان نیز وجود دارد.