رياست محترم قوه قضاييه

در فقه ما که موارد کیفر زندان بسیار محدود شده است هم در خطابه و نظریه محدود می باشد و می بینیم که بسیاری از مجازاتها بدنی یا مالی است یا قصاص و اعدام است زندان در قرآن در هیچ جا هم نیامده است و در روایات خیلی محدود آمده است و در فتاوی فقها در پنج شش مورد آمده است . آن تاریخ در ادوار گذشته که عرض شد قبل از دوران بنی امیه و عباسی و قبل از اسلام نیز گفته شد در دوران حکومت اسلامی پیامبر اسلام و امیرالمومنین (ع) ... جمعا ً 40 سال حکومت اسلامی قبل از بنی امیه و بنی عباس به چشم نمی خورد که زندانی زیاد باشد یا زندان با تشکیلات سازمان یافته وجود داشته باشد یا زندانبانی وجود داشته باشد .

محدود بودن موارد زندان دراسلام :

با یک نگاه کلی متوجه می شویم بسیار محدود است که به زندان به عنوان کیفر اصلی نگاه شود ، در مواردی هم که دیده شده بیشتر توجه به این است که مجرم زندانی به علت حرفه ای شدن یا تکرار جرم زندانی شده است اگر آزاد باشد ضرر به دیگران می زند و تکرارجرم می کند بیشتر زندانی کردن به این دلیل است که از ضرر زدن جلوگیری شود و بعد اصلاح و تادیب شود و تربیت شود این موارد ازاین قبیل است .شرورها ، مجرمان به عادت و مثل اینها در زندان نگهداری می شوند و مجموعا محدود است . این در حقیقت به همین جهت است در سیاستهایی که عرض شد (منظور اصل شخصی بودن مجازات ) در مجازات زندان معمولا ً قابل حفظ نیست کسی را که زندانی می کنیم معمولا به تمام خانواده او اعم از همسرو فرزندان ضرر می زنیم نه فقط به خود او . زندانی کردن اوبه همه آنها آسیب می رساند این باید طوری شود که مجازات زندان فقط به شخص مجرم بر گردد او را کیفر کند نه دیگران را وبه اطرافیان اثر نگذارد چون آنها بی گناه هستند. یکی از سیاستهای کلی همین است زندان فقط به شخص مجرم توجه کند و اطرافیان آنها را در شرایط فقر فسادها و مشکلات و غیره قرار ندهد . توجه به مجازاتهای جایگزین حبس :

بسیاری از مجازات ها هستند که جایگزین زندان است کیفرهایی که مورد تمسخر دنیا هم قرار گرفته است (البته آنها باید مجازات زندان خود را مسخره کنند) مانند شلاق زدن که می گویند برای قرون وسطی است شما از هر زندانی بپرسید 6 ماه زندانی بهتر است یا 30 ضربه شلاق اکثرا دومی را می پذیرند و ترجیح می دهند . چون اولی ظلمش به اطرافیان بیشتراز خودش است یا مجازاتهای جایگزین دیگر مانند مجازاتهای مالی دیه ، تعزیرات مالی ، شلاق و یا مجازات جایگزین دیگر مانند تشهیر. تشهیر یکی از مجازاتهایی است که ما به آن کم توجهی کرده ایم .

مجازات تشهیر و اثر بازدارندگی :

درنامه ای ازامیرالمومنین به والی اش در اهواز، کسی کم فروشی و گران فروشی کرده بود امام به او دستور می دهد که فرد خاطی را به نماز جمعه بیاورید و در آنجا به مردم معرفی کند و به مردم بگوید ای مردم این همان فردی است که کم فروشی و گران فروشی کرده است اورا به مردم بشناساند تشهیر یعنی معرفی کردن و شناساندن به مردم ، در جرایمی که به عامه مردم صدمه می خورد این قبیل مجازاتها بهترمی باشد .نه زندانیش کردیم نه شلاقش زدیم این مجازات از هر زندان بهتر است خودش دیگر این کار را اتجام نمی دهد هیچ ، دیگران نیز انجام نمی دهند و عبرت می گیرند . مخصوصا در جرم هایی که سلب حق عامه مردم است ، فسادهای اقتصادی و کلاهبرداری ها ، اختلاس ها که ضربه اش به جامعه است در این موارد اگر ما از « تشهیر » استفاده کنیم بهتر است به جای زندان برای کلاهبرداران و غیره تشهیرباید جایگزین شود .

هر کس به جرایم اقتصادی و فساد مالی و دزدی ازبیت المال اقدام کند رشوه بگیرد ، فورا عکس و سایر خصوصیات او رادر روزنامه و صداو سیما منعکس کنیم، دیگر احدی از افراد چنین کاری انجام نمی دهند این مجازات بازدارندگی اش و اثرش بیشتر است وهزینه هم ندارد ( البته هزینه های سنگین ) و نه اثرات بد روی خانواده شخص مجرم ونه به فساد کشیدن خانواده و افرادشخص مجرم را دارد بازدارندگی این مجازات هم برای خودش هم برای دیگران خوب است دیگر کسی فکر اختلاس را نمی کند فکر کلاهبرداری رانمی کند چون وقتی تشهیر و معرفی شد در چنین حالی همسر فرد در خانه شخص مجرم به او می گوید که تو چنین فردی هستی چنین کاری کردی بچه هایش نیز اورا قبول ندارند این قبیل مجازاتها باید از فقه ما استخراج شوند و به قوانین کیفری داخل شود و جایگزین شوند .

پس این یک محور است که ما سیاست های کیفری را به دقت اجرا کنیم و در راس آنها در مورد زندان تا بتوانیم این معضل زندان را که متاسفانه در قوانین ما پر شده است ما شاید

عناوین زیادی داشته باشیم صدها عنوان در قانون جزایی زندان داریم برای بعضی از جرایم 5 سال حبس تعیین کرده ایم برهر چیزی زندان تعیین کرده ایم برای تک تک جرمها زندان گذاشته ایم جرم انگاری نیز کرده ایم و برای بعضی از جرم ها زندان داریم که این جرایم اصلا جرم نیستند . بعضی از جرایم واقعا اشکال شرعی دارند مثل زندان برای تصادف .این تصادف که برای آنها زندان وجود دارد بعضی از تصادفات خطای محض است یعنی افرادی که به خاطر تصادف و خطای محض به زندان افتاده اند خیلی از آنها در وقوع تصادف اراده نداشتند در مواردی که تصادف خطای محض است جرمی واقع نشده است اصلا رکن معنوی جرم وجود ندارد از نظر فقهی جرم نیست . پس ما چگونه آن را جرم تلقی کرده ایم و به قاضی نیز گفته ایم 6 ماه الی 3 سال زندان برای شخصی زندان بدهید این موضوعی است که من زمانی با فقها ی شورای نگهبان صحبت کردم و آنها گفتند این موارد از دست ما خارج شده است و می گویند اگر زمانی این قوانین و مسایل مجددا ً مطرح بشود ما بررسی خواهیم کرد و اطلاق آن را از بین می بریم و اطلاق آنخلاف شرع است .

در خطای محض فرد هیچ گونه اراده ای نداشته است و در مقدمه آورده است که شخص گواهینامه نداشته و ماشین خراب بوده و... از آنجا که این موارد هیچ چیزی نیست به جز خطای محض . یکدفعه یک سانحه آمده صاعقه آمده ماشین لیز خورده و فردی کشته شده است هیچ تقصیر و اراده ای نداشته است این خطای محض است قاضی در این مورد زندان می دهد این زندانها اینقدر توسعه یافته است و به مسایلی که شرع در این مورد دیه تعیین کرده است شارع تصریح کرده که این خطای محض است و هیچ گونه کیفری ندارد و دیه نیز در این موارد به عنوان خسارت است در حقیقت شخص ضامن اعمال خود است و ما در کنار کیفر های دیگر کیفر زندان را نیز آورده ایم همراهش ، خلاف است واقعا ً.ببینید ما در این سیاستها یک محور داریم که ما اینقدر مجازات زندان در قوانین مان نباشد یا اطلاح شود یا مجازات جایگزین تعیین کنیم مخصوصا امروزه اینقدر مجازاتها ی دیگر جایگزین مخصوصا موثرتر وجود دارد که به دلیل داشتن بعد پیشگیرانه و بازدارندگی بیشتر و تاثیر بیشتر آنها باید جایگزین شوند دلیل ما نباید این باشد چون سابقا ً اینطور بوده چون در دنیا اینگونه است ما نیزاین گونه باشیم ما که مقلد دنیا نیستیم و مقلد سابق نیستیم . ما باید مقلد دنیای خود باشیم از سیاستهای دینی خود تبعیت کنیم که برترین دین دنیا برترین نظام قضایی و کیفری دنیا می باشد معتقد باشیم اینها در بحث های نظری حقوقی و کیفری ثابت شده است و اثبات کرده ایم این مسایل راباید در قوانین و لوایح خود تصویب کنیم حکومت اسلامی خودمان را اجرا کنیم این بحث بیشتربا قضات و از بحث های ستادی قوه است و اصلاحاتی که درلوایح آمده است و با بازنگری های که در مجازات زندان هست مربوط است به بحث زندان زدایی .